دکتر رضا زمانی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران : "... در سرتاسر زمان طولانی آشناییم، احساس من این بود که با دانشمندی وارسته معاشرم که در قید منافع شخصی و کسب مقام نیست و درد او درد علم و درد مردم است. بارها مشاهده کردم که اگر مقام یا منصبی به او پیشنهاد می شد اغلب کسان دیگر را تشویق می کردند که بپذیرند علی رغم اینکه ایشان در بسیاری از موارد برای این سمت ها مرجع بودند. در ستایش و تمجید و تعریف از دیگران بویژه در حضور خود فرد معمولا بسیار امساک می کردند و اگر مطلب مثبتی در مورد کسی داشتند در غیاب آن فرد می گفتند..."

دکتر حسن عشایری عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران : " ... دکتر شخصی است که راست قامت  آمد و راست قامت رفت. فرزانه ای بود که راه را نشان می داد بدون اینکه سد معبر کند. می درخشید بدون اینکه خمیره کند.تیز بود بدون اینکه ببرد...."

دکتر جعفر بوالهری عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران : " ... قریب به 20 سال از زندگی و وجودش و همه چیزش را برای کار در انیستیتو گذاشت. انستیتویی که ابتدایی ترین امکانات را در آن سال ها نداشت. او با تمام وجودش همه چیز را که بدون شک علم بود همراه با عشق و اخلاق و ارزش و معنویت و فرهنگ و همراه با هویت به دانشجویانش منتقل کرد.او با همکاری اساتید بزرگ دیگر و همکارانی که مثل او فکر می کردند،توانستند در این بیست سال با آن شرایط سخت روانشناسی را دچار تحول بزرگی کنند..."

دکتر یوسف کریمی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی:" بهترین و طولانی ترین خاطره ای که من از دکتر براهنی دارم دوره ای بود که در تهیه واژه نامه روان شناسی با ایشان همکاری داشتم. مدت 4 سال هفته ای یک شب به منزل اجاره ای ایشان می رفتم. در آنجا ایشان سرپرستی تیم تهیه کننده واژه نامه را داشتند. در آنجا بود که تواضع علمی او به خوبی نمایان می شد. نظرات و پیشنهادات اعضای گروه را با خوشرویی مورد بررسی قرار می داد، و با اینکه بیش از 2000 واژه آن را خود وی قبلا و به تنهایی تهیه کرده بود، فقط به آوردن اسم خود به عنوان یکی از مترجمان مثل بقیه قناعت کرد و حاضر نشد امتیاز ویژه ای برای خود در نظر بگیرد ..."

دکتر گلزاری عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی : " ... نه حسود بود و نه اهل کینه و انتقام ... بدگویان خود را می بخشید و با دستگیری علمی از آنها در هنگام ضرورت آنان را شرمنده و شیفته خود می کرد... مرحوم دکتر براهنی در بند شهرت و نام نبود. گو اینکه با بی مهری های زیادی روبرو شد و ناخواسته و زود هنگام تن به بازنشستگی داد، اما سالها بعد که مجامع علمی به او روی آوردند و شاگردان با وفایش اینجا و آنجا موفقیت هایی یافتند حاضر نشد به صاحبان مال و مقام نزدیک شود و "گنج فناعت" را با " گنج دنیا" عوض کند ...."

..........

 

دهها نکته و گفته دیگر از اساتید و دانشجویان و همکاران دکتر موجود است و صد البته دهها نکته ایی که هنوز گفته نشده است. اما مهمتر از همه میراث گرانقدر اوست که خلاصه در آثار و کتبش نیست که مرام و منش و روحیه علم طلبی و  مطالعه و غور و تفحصی است که به یادگار از او در وجود شاگردانش و همکارانش همواره زنده خواهد ماند و  باعث اعتلای بیشتر روانشناسی در سرای ایران خواهد شد.

روحش شاد و قرین رحمت لایزال الهی باد.

راهش مملو از رهروان مشتاق باد .

 

 

+ نوشته شده توسط پروین داعی پور در یکشنبه چهاردهم شهریور 1389 و ساعت 1:33 |

دکتر محمد نقی براهنی استاد بزرگ تاریخ معاصر روانشناسی ایران، فردی است که بدون هیچ گونه چشمداشتی با دقت و توان علمی خود موجب اعتلا و ارتقای دانش روان شناسی شد و گامهای اساسی و پایه ای در این راه برداشت.

فرزانه ای با صفات عالی انسانی، الگویی ناب برای اهالی علم، مترجمی ممتاز و امین که با اطمینان می توان به نوشته ها و ترجمه هایش استناد کرد. پیشگام در معادل سازی و ساخت واژه های علمی روانشناسی. شخصیتی ممتاز و قوی، متین و صبور در مقابل کج اندیشان، سرشار از معلومات و اهل مطالعه مداوم. تیز بین و نکته سنج، اهل ذوق و ادبیات، مزین به شوخ طبعی و ظرافت طنز. ساده زی و  فارغ از تجملات و مظاهر زندگی.

معلمی کم نظیر، حامی و دلسوز، متواضع و عطوف نسبت به دانشجو در عین حال اهل دقت و سخت گیری در کار علمی. برای رشد دانشجو از هر آنچه داشت مضایقه نمی کرد و ابایی از در اختیار قرار دادن تمام دانش خود نداشت.استاد مسلم روش تحقیق و آمار، توانمند در انجام کارهای بزرگ پژوهشی. استاد و راهنمایی دلسوز برای هدایت پژوهش های دانشجویی به گونه ای که در سایه هدایت ایشان بسیاری از دستاوردهای دانشجویی در محافل علمی استفاده می شد. شجاع و آماده پذیرش اشتباهات علمی، باکی نداشت که بگوید اشتباه کرده است و حق با دیگری است.

مغرور و سربلند و عزت مند. حتی در بستر بیماری به هنگام درد جز خوشرویی و سپاس و بزرگواری از او چیزی مشاهده نشد.

برای معرفی او گلچینی بسیار کوچک از سخنان تعداد اندکی از دوستان و شاگردانش آورده می شود به این امید که شاید روزی برسد و کسی همت کند و این بار کتاب زندگی اش را چاپ کند.

زنده یاد دکتر سعید شاملو : " در مدت چهل سالی که او را می شناختم هیچ گاه نشنیدم از خود سخنی به گزافه به میان آرد. همواره با کمال تواضع و فروتنی علم و دانش خود را که بسیار زیاد هم بود عرضه می کرد... همواره راه صداقت و درستی را می پیمود و با کمال شجاعت و رشادت حرف حق را می زد و از این راه نیز ضرر و زیان فراوانی نصیبش شد...."

دکتر حسین شکر کن استاد دانشگاه شهید چمران اهواز:" .... واقعا آمدن من به رشته روانشناسی بدلیل آشنایی با کار و نوشته های اولیه مرحوم دکتر براهنی بود. خاطره ای در ذهنم به جا مانده که یادآور قدرت طنز و حضور ذهن ایشان است. سال ها بعد از دانشجویی ایشان راملاقات کردم. وقتی ایشان مرا دیدند نمی دانستند که من دانشجوی او بوده ام، عرض کردم من از دانشجویان سابق شما بودم. آن زمان موهای من قدری سفید شده بود و موهای دکتر هنوز خیلی سفید نشده بود. ایشان با لبخند گفتند : نه ! اون پدر من بوده ...."

 

+ نوشته شده توسط پروین داعی پور در یکشنبه چهاردهم شهریور 1389 و ساعت 0:1 |
 با کمال تاسف باخبر شدیم دکتر اصغر رضویه، استاد روانشناسی تربیتی دانشگاه شیراز روز جمعه 15 مرداد ۸۹ در شیراز دارفانی را وداع گفت.

استادان و دانشجویان دانشگاه شیراز روز شنبه 16 مرداد پیکر آن مرحوم را از مقابل دانشکده علوم تربیتی دانشگاه شیراز به سمت فرودگاه شهید آیت الله دستغیب تشییع کردند.

 مراسم خاکسپاری در روز یکشنبه 17 مرداد و مراسم شب هفت و یادشان روز پنج شنبه 21 مرداد در مسجد دانشگاه برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده توسط مریم اطمینان در جمعه پانزدهم مرداد 1389 و ساعت 13:33 |

 مراقب بيسكويت‌هاتان باشيد!

زن جواني بسته‌اي كلوچه و كتابي خريد و روي نيمكتي در قسمت ويژه فرودگاه نشست كه استراحت و مطالعه كند تا نوبت پروازش برسد.

در كنار او مردي نيز نشسته بود كه مشغول خواندن مجله بود.

وقتي او اولين كلوچه‌اش را برداشت، مرد نيز يك كلوچه برداشت.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرداد کاظم زاده عطوفی در دوشنبه یازدهم مرداد 1389 و ساعت 8:23 |

خانه‌اي با پنجره‌هاي طلايي

پسر كوچكي در مزرعه‌اي دوردست زندگي مي‌كرد هر روز صبح قبل از طلوع خورشيد از خواب برمي‌خاست و تا شب به كارهاي سخت روزانه مشغول بود.

همزمان با طلوع خورشيد از نرده‌ها بالا مي‌رفت تا كمي استراحت كند در دور دست‌ها خانه‌اي با پنجره‌هايي طلايي همواره نظرش را جلب مي‌كرد و با خود فكر مي‌كرد چقدر زندگي در آن خانه با آن وسايل شيك و مدرني كه بايد داشته باشد لذت‌بخش و عالي خواهد بود. با خود مي‌گفت:« اگر آنها قادرند پنجره‌هاي خود را از طلا بسازند پس ساير اسباب‌خانه حتما بسيار عالي خواهد بود. بالاخره يك روز به آنجا مي‌روم و از نزديك آنجا را مي‌بينم».....

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرداد کاظم زاده عطوفی در دوشنبه چهارم مرداد 1389 و ساعت 0:48 |

مرکز روانپزشکی

مردي در هنگام رانندگي، درست جلوي حياط يك مرکز روانپزشکی پنچر شد و مجبور شد همانجا به تعويض لاستيك بپردازد. هنگامي كه سرگرم اين كار بود، ماشين ديگري به سرعت از روي مهره‌هاي چرخ كه در كنار ماشين بودند،.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرداد کاظم زاده عطوفی در دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389 و ساعت 15:26 |

شما فوق‌العاده هستيد

يك سخنران مشهور سمينارش را با در دست گرفتن بيست دلار شروع كرد. او  پرسيد چه كسي اين بيست دلار را مي‌خواهد؟

دست‌هابالا رفت. او گفت من اين بيست دلار را به يكي از شما مي‌دهم اما اول اجازه دهيد كاري انجام دهم.

او اسكناس ها را مچاله كرد و پرسيد چه كسي هنوز اينها را مي‌خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند. او جواب داد خب. اگر اين كا را كنم چه؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرداد کاظم زاده عطوفی در یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 و ساعت 12:5 |

دو فرضیه پیرامون قلت اعضا انجمن روانشناسی بالینی ایران

انتخابات انجمن برگزار شد و هیئت مدیره جدید توسط اعضا تعیین شدند.بارزترین مشخصه این انتخابات حضور کم رنگ روانشناسان بالینی بود.این مساله را از دو زاویه می توان بررسی کرد.اول اینکه توان این  انجمن در جمع کردن روانشناسان بالینی،روانشناسان سلامت و روانشناسان نورو ساینس همین حد است . پس در نتیجه توقع داشتن از اینکه این انجمن حداقل 500 نفر عضو داشته باشد غیر منطقی است . گو اینکه بنا به گزارش دبیر پیشین انجمن ،"انجمن نمی داند که برای این مساله چه چاره ای بیندیشد".شاید لازم باشد که انجمن گزارش عملیاتی تری در رابطه با دلایل عدم موفقیت در افزایش اعضا ارائه کند، بدین معنی که طی آن گزارش اعضا قلیل انجمن در جریان شرح گزینه هایی که انجمن به کار گرفت تا این مساله را حل کند، قرار بگیرند. ولی با این حد از اطلاعات می توان نتیجه گیری کرد که یا گزینه های مربوط از فراوانی مطلوبی برخوردار نبوده اند و یا اینکه گزینه های انتخابی از کیفیت لازم به دور بوده اند چرا که اگر غیر از این می بود می بایست مساله حل شده باشد که کما کان نشده است.در شطرنج، مساله، به زیر کشیدن شاه مقابل است که برای تحقق این هدف لازم است که موانع عدیده ای از پیش روی برداشته شود.بدیهی است که تا مادامیکه تلاش مستمری در این رابطه صورت نگرفته باشد طبیعی خواهد بود که تعداد اعضا در همین حد سنتی باقی بماند. حال ، احتمال دومی هم وجود دارد و آن این است که کمیت و کیفیت گزینه های انجمن برای افزایش اعضا قابل قبول بوده است ولی افرادی که به شکل بالقوه عضو انجمن محسوب می شوند هیچ تلاشی برای تبدیل شدن به عضو بالفعل انجام نداده اند.برای این احتمال نیز داده ی دم دست ، عبارتست از استقبال بسیار تاسف برانگیز اعضا نظام روانشناسی و مشاوره در آخرین انتخابات برای تعیین رئیس نظام.نمی دانم که شما کتاب "خوش بینی آموخته شده "ی جناب سلیگمن را خوانده اید یا نه.اگر فرض را بر این بگذاریم که انجمن تلاش مستمری را برای افزایش اعضا انجام داده است ، شاید مفهوم مهم "بدبینی آموخته شده"ی سلیگمن تبیین کننده ی دلایل به نتیجه نرسیدن تلاش های هئیت مدیره ی پیشین باشد.اگر نیم نگاهی به محتوای صحبت های فارغ التحصیلان رشته های تحت پوشش انجمن انداخته شود ، به نظر می رسد که شاید " نا امیدی" و به دنبال آن بدبینی به  شکل گیری یک تشکل قوی برای محقق کردن آرزوهای  صنف فارغ التحصیلان روانشناسی بالینی و رشته های مرتبط دلیلی بر قلت اعضا باشد.کما اینکه در انتخابات اخیر، عضو بسیار جوانی به این منظور خود را کاندیدای شرکت در انتخابات کرد تا بلکه بتواند تکلیف بیمه ی رواندرمانی را روشن کند. آنچه که روشن است این است که افزایش اعضا نقش بسیار مهمی در قدرتمند کردن جایگاه انجمن دارد . در نتیجه اگر هئیت مدیره ی جدید در صدد یافتن تدبیری برای این موضوع باشد، شاید به کارگیری روش های جمع آوری اطلاعات از جمله "بحث گروهی متمرکز" بتواند بخوبی فرضیه های فوق را محک بزند. با کمال احترام  به اعضا پیشین ، سوابق هئیت مدیره ی جدید و انسجام آنها دال بر آن است که طی این دوره اهداف بیشتری از انجمن محقق خواهد شد، ولی شاید لازم باشد که اعضا انجمن بیشتر در جریان فعالیت های مدیریتی  قرار گیرند.به عنوان نمونه ارائه یک برنامه فعالیت و حتی تهیه یک چشم انداز طولانی مدت می تواند "نا امیدی " های که از آن صحبت شد را کم رنگ تر کند ، خصوصا اینکه شهرت یکی از اعضا هئیت مدیره ی جدید "امیدی" است!
 
+ نوشته شده توسط حسین ناصری در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389 و ساعت 18:28 |

 

 

نوشتن احساسات، علائم سندرم روده تحريك پذير را بهبود مي‌بخشد

نتايج يك پژوهش جديد نشان داده است كه نوشتن عميق‌ترين افكار و احساسات مي‌تواند به بهبود علائم سندرم روده تحريك پذير معروف به آي بي اس (IBS) كمك كند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرداد کاظم زاده عطوفی در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389 و ساعت 9:18 |
محققان تاكيد كردند: , خواب براي تقويت حافظه مفيد است




ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهرداد کاظم زاده عطوفی در دوشنبه بیست و یکم تیر 1389 و ساعت 12:22 |